جستجو پیشرفته محصولات
0
سبد خرید خالی است.
ورود و ثبت نام
ورود و ثبت نام
0
سبد خرید خالی است.

مهارت های زندگی

مفهوم مهارت های زندگی یا Life Skill:

<<مهارتهای زندگی مجموعه مهارتهای روانی-اجتماعی هستند که به ما کمک می‌کنند به شکلی سازنده با نیازها و چالش‌های زندگی روزمره روبه‌رو شویم و بهتر با آن‌ها کنار بیاییم>>

مهارتهای زیادی در زندگی وجود دارد که هر کدام نیازمند آموزش از سنین کودکی تا بزرگسالی اند.

اما “مهارتهای ده گانه”
این روزها بسیار سر زبانها افتاده
و توسط سازمان بهداشت جهانی ارائه شده است.
این ده مهارت را به سه دسته اصلی نیز تقسیم می‌کنند و می‌گویند سه دسته اصلی مهارت زندگی شامل زیر است:
مهارتهای فکری (Thinking Skills)،
مهارتهای فردی (Personal Skills)
و مهارتهای بین فردی (Interpersonal Skills)

۱- تفکر نقادانه

مغز ما مدام داده‌های جدیدی دریافت می‌کند:
اخبار تازه، پژوهش‌های جدید، اظهارنظرهای مختلف، تحلیل‌های گوناگون، تجربه‌های تازه.

ما به علت‌های متعدد ممکن است نتوانیم این ورودی‌های جدید را به درستی ارزیابی کنیم. گاهی دانش کافی نداریم (و نمی‌دانیم که دانش کافی نداریم). گاهی ضعف‌ استدلال دیگران را متوجه نمی‌شویم. بعضی اوقات، منطق را با احساس و هیجان مخلوط می‌کنیم و در اکثر مواقع، اساساً نمی‌دانیم که چگونه باید حرف‌ها و نظرات را بر اساس معیارهای عینی ارزیابی کنیم.
دوره تفکر نقادانه که یکی از انواع تفکر است که به ما می‌آموزد ورودی‌های ذهن‌مان را بهتر و دقیق‌تر پالایش و ارزیابی کنیم.

2-تصمیم گیری

تصمیم‌گیری یعنی توانایی انتخاب کردن یک راه‌حل از میان راه‌حل‌ها یا یک گزینه از میان گزینه‌ها.

آموختن این دوره به ما کمک میکند که:

۱)از انتخاب کردن نترسیم و از آن فرار نکنیم.
۲)گزینه های پیش روی خود را بهتر ارزیابی کنیم.
۳)مسئولیت و عواقب انتخاب‌هایمان را راحت‌تر بپذیریم.
۴)نقش فعال‌تری در ساختن مسیر زندگی‌مان ایفا کنیم.

۳-تفکر خلاق

خلاقیت مکمل به ما می‌آموزد که به راه‌حل‌ها و گزینه‌های پیش رو قانع نشویم و بکوشیم گزینه‌های بیشتری خلق کنیم.

خلاقیت و تفکر خلاق را هم می‌توان یکی از مهارتهای مهم در زندگی امروزی دانست:
از یک سو می‌دانیم که در دنیای پیچیدهٔ امروزی، هر لحظه ممکن است با مسئله‌ها و چالش‌هایی روبه‌رو شویم که قبلاً مشابه آن‌ها را تجربه نکرده‌ایم. از سوی دیگر،‌ اگر خلاقیت را در خود پرورش ندهیم و یاد نگیریم که مستقل و متفاوت فکر کنیم، ممکن است گرفتار رفتارها و حرکت‌های گله‌وار شویم و ناآگاهانه تابع جمع و جامعه باقی بمانیم.

۴- حل مسئله

حل مسئله به معنای توانایی شناسایی مشکلات، تحلیل آن‌ها و یافتن راه‌حل‌های مؤثر است. در طول زندگی، ما به طور مستمر با مسائل و چالش‌هایی روبرو می‌شویم که نیازمند راه‌حل‌های سریع و دقیق هستند. این مهارت به ما می‌آموزد که به جای فرار از مشکلات یا نادیده گرفتن آن‌ها، با رویکردی منطقی و گام‌به‌گام، مسئله را بررسی کنیم.

.

۵- خودآگاهی

خودآگاهی هم از ضرورت‌های زندگی است. خودآگاهی به این معنا که:
خودمان را بشناسیم.در هر لحظه بتوانیم افکار و احساسات خود را ارزیابی کنیم.
بدانیم چه چیزهایی را – مستقل از خواسته‌ها و فشارها و انتظارات بیرونی – دوست داریم یا نداریم.
نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم.
خودآگاهی به این چند مورد محدود نمی‌شود. اما این چهار مورد می‌توانند جنس مولفه‌های خ ودآگاهی را نشان دهند. خودآگاهی به ما کمک می‌کند هویت مستقل‌مان را در جمع گم نکنیم و تعامل بهتری با جهان اطراف خود برقرار کنیم. با افزایش خودآگاهی بهتر خواهید دانست که «که هستید و «چه می‌خواهید؟» و «رفتارها و رویدادها چه تأثیری بر شما می‌گذارند؟»

۶- مهارت ارتباطی

مهارت ارتباطی یکی از ضروری‌ترین مهارت‌های زندگی است. این مهارت شامل توانایی انتقال صحیح پیام‌ها، گوش دادن فعال و ایجاد درک متقابل است. برای برقراری ارتباط مؤثر باید هم به جنبه‌های کلامی و هم غیرکلامی توجه کنیم. ارتباط مؤثر می‌تواند به بهبود روابط ما با دیگران، افزایش اعتماد و کاهش سوءتفاهم‌ها کمک کند.

۷- همدلی

مهارت همدلی هم از ضرورت‌های زندگی امروزی است. می‌توان گفت در هیچ مقطعی از تاریخ، تنوع‌ سبک‌های زندگی به اندازهٔ اکنون نبوده و پیچیدگی‌های محیطی هم تا هم این حد زیاد نبوده‌اند. در مقایسه با دورانی که چند مسیر محدود برای زندگی وجود داشت و بیم‌ها و امیدها هم کم‌و‌بیش شبیه بود، امروز هر یک از ما جهان متفاوتی را تجربه می‌کنیم.
همدلی مهارتی است که به ما کمک می‌کند وضعیت فردی دیگر را – بدون آن‌ که لزوماً تجربهٔ مشابهی داشته باشیم – درک کنیم. یا لااقل بکوشیم به فضای ذهنی او نزدیک‌تر شویم و تا حد امکان جهان را از دریچه چشمان او ببینیم.
این مهارت می‌تواند اصطکاک‌ها، سوءتفاهم‌ها و تعارض‌ها را کاهش دهد و کیفیت زندگی ما و اطرافیان را بهتر کند.

۸- مدیریت عواطف و هیجانات

برای این که در زندگی روزمرهٔ خود و در قضاوت‌ها و تصمیم‌هایمان گرفتار موج‌های هیجانی و عاطفی نشویم و اشتباه‌های پرهزینه و جبران‌ناپذیر انجام ندهیم، لازم است که:

احساسات و هیجانات خودمان و دیگران را به خوبی و به درستی تشخیص دهیم (الان واقعاً حس ترحم نسبت به او دارم یا حسادت خود را در قالب ترحم بروز می‌دهم؟)
بدانیم هر یک از احساسات چه تأثیری روی رفتارها و تصمیم‌های ما می‌گذارند.
پس از این که هیجانات خودمان و طرف مقابل را شناختیم، بتوانیم مناسب‌ترین رفتار را انتخاب کنیم. به شکلی که عواطف در خدمت ما باشند و نه برعکس.
این نوع مباحث معمولاً در درس‌های توسعهٔ فردی زیرمجموعهٔ هوش هیجانی محسوب می‌شوند.

 

۹- مدیریت استرس

باید بپذیریم که وقتی سازمان بهداشت جهانی فهرستی از مهارتهای زندگی تنظیم می‌کند، مدیریت استرس در این فهرست قرار داشته باشد. استرس می‌تواند ریشهٔ مستقیم و غیرمستقیم بسیاری از بیماری‌ها باشد و نیز می‌تواند بسیاری از بیماری‌ها و آسیب‌هایی را که ظاهراً به فشارهای روانی ربط ندارند، تشدید کند.

درست است که در سبک زندگی امروزی ما – البته در یک جامعهٔ نرمال – عوامل استرس‌زای لحظه‌ای به اندازهٔ هزاره‌های قبل وجود ندارند (مثلاً پلنگ ناگهان از کنار خیابان به ما حمله نمی‌کند یا لااقل نباید تجربه‌ای در این حد غیرمنتظره داشته باشیم). اما عوامل استرس‌زای بسیاری وجود دارند که به همراه دائمی‌مان تبدیل شده‌اند و باعث شده‌اند که بسیاری از ما استرس‌های دوره‌ای و حتی مزمن را تجربه کنیم.
ماجرا از دید سازمان بهداشت جهانی آن‌قدر جدی بوده که در فهرست ده مهارت زندگی، مدیریت استرس در کنار مهارت‌هایی بنیادی مثل مهارت ارتباطی و تصمیم‌گیری قرار گرفته است.

۱۰- مدیریت روابط

مدیریت روابط به معنای توانایی برقراری و حفظ روابط سالم با دیگران است. این مهارت به ما کمک می‌کند روابط مفید را تقویت کرده و از روابط مضر دوری کنیم. داشتن روابط قوی اجتماعی می‌تواند به ما در مواجهه با مشکلات و بحران‌ها کمک کند و موجب افزایش کیفیت زندگی شود.

این مهارت‌ها با هدف افزایش سلامت عمومی و کاهش مشکلات سبک زندگی معرفی شده‌اند. علاوه بر این‌ها، مهارت‌های دیگری مانند احترام به طبیعت، کنترل خشم، قصه‌گویی، آموزش ساعت خواب و مهارت نه گفتن نیز نقش مهمی در تربیت فردی و اجتماعی دارند و قابل آموزش هستند.